آنها میخواهند حقایق انقلاب تحریف بشود، به دست فراموشى سپرده بشود؛ پول خرج میکنند، کار دارند میکنند. کسى که آشنا باشد، آگاه باشد با دنیاى کتاب و مطبوعات و مقاله میبیند که دشمنان چهکار دارند میکنند؛ امروز اینها سعى میکنند چهرهى خاندان خبیث و منحوس پهلوى را - رژیم فاسد و وابسته و خبیث و ظالم که کشور ما را سالهاى متمادى به عقب انداختند و ملّت ...
در آن روز شاه با آسانسور از طبقه بالا که خوابگاهش بود پایین آمد. کامبیز آتابای که پسر ابوالفتح آتابای بود او هم از پله های اضطراری پایین آمد. او همزمان با شاه به طبقه پایین رسید. زمانی بود که شاه جلوی آسانسور ایستاده بود نگاهی به بچه ها کرد. دو سه نفر در حال جارو کشیدن فرش بودند، یکی دو نفر ایستاده بودند کنار سالن( ما می دانستیم که شاه برای همیشه می ...
در کارنامه عیاشی های اشرف دلبستگی او به یکی از روزنامه نگاران و داستان نویسان زیبا نیز قرار گرفته بود، یکبار در سفر به شوروی می خواست او را همراه خود ببرد که البته این سفر مشترک انجام نگرفت، چون مرد جوان که به ناصر معروف بود یک بار در جمعی از دوستان خود که به شوخی و جدی درباره شکار کردن قریب الوقوع اشرف حرفی زده بود که به گوش اشرف هم رسید.
عاشورا که شد، اعلیحضرت خواستند مثل هر سال به مسجد سپهسالار بروند. گفتم: قربان الان دیگر موقع آن نیست و شهر شلوغ است. دیگر امنیتی نیست. گفتند: نخیر، من حتما بایستی بروم. آنقدر اصرار کردند که من رفتم مسجد را دیدیم و با متولی صحبت کردم...
تشکیلات عریض و طویل بهاییت به عنوان یک فرقه ی دست پرورده ی استعمار حلقه ی دیگری بود که ایران عصر پهلوی را به کانون قدرت صهیونیسم پیوند زده و متصل می کرد. در این زمینه نیز هم سوئی عملکرد بهاییان برخوردار از مقام ها و مناصب کلیدی در کشور با منافع جهانی صهیونیسم به هیچ وجه قابل انکار نیست .
رژیم شاه به هر دو بیماری مبتلا شد. فساد دربار کم کم از پرده برون افتاد و مردم مسلمان ایران را سخت به عکسالعمل واداشت. بخش اعظم تظاهراتی که از سال 1356 در ایران آغاز شد، متوجه فساد دربار بود. به گفته ژان لوروریه، روزنامهنگار فرانسوی «اگر در کوچه و خیابان از ایرانیان بپرسید که چرا رژیم را مورد انتقاد و سرزنش قرار میدهند و جواب آنها را جمع کنید، فساد ...
ایادی هر روز در اوقات فراغت شاه، با وی دیدار می کرد و بیش از هشتاد شغل رسمی و غیر رسمی داشت. مشاغل مهم وی به گفته فردوست همه پولساز بودند: او رئیس بهداری کل ارتش بود که دراین پست ساختمان بیمارستان های ارتش، وارد کردن وسایل آنان و واردات دارو های لازم به تحت نظر او بود.
در هرم قدرت رژیم پهلوی، در مقاطعی وزیر دربار و تشکیلات آن بعد از شخص شاه، قرار میگرفت و در مقاطعی دیگر، همردیف نخستوزیر و یا یک پله پایینتر از آن قرارداشت البته این رتبهبندی بستگی مستقیم به شخصیت و زیرکی وزیر دربار داشت.گرچه قانوناً این وزارتخانه برخلاف نامش، جزء وزارتخانههای کابینه نخستوزیر منتخب دولت محسوب نمیشد و مستقیم زیر نظر شخص شاه ...
پدیده حجاب و چادر اسدالله علم را گرفتار هراس کرده است. او در بازگشت از شیراز به شاه می گوید: چیزی که دیروز خیلی باعث تعجب من در دانشگاه پهلوی شد مشاهده زیادی دختر چادر به سر بود. وقتی که غلام رئیس دانشگاه بودم، دختر چادر به سر را مسخره میکردیم. یک نفر هم برای نمونه پیدا نمیشد.
در داخل وزارت دربار سازمانهایی وجود داشت که حتی در برخی از امور از خود وزارت دربار و شخص وزیر، قدرتمندتر عمل میکردند. از جمله این سازمانها میتوان از دفتر ویژه یا مخصوص سلطنتی، سازمان بازرسی شاهنشاهی و بنیاد پهلوی نام برد.
مینو صمیمی که سالها منشی سفیر ایران در سوئیس و بعد از آن مدتی منشی فرح همسر شاه بود، در کتاب، خاطرات خود مستندی از ولخرجیها و حیف و میلهای شاه و درباریان او ارائه می دهد.